السيد الطباطبائي
361
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
موجودات واقعى ( از خدا تا همه چيز ) نظر ندهند . زيرا ناچار مى شوند كه جهان واقعى را وارونه كنند كه كرده اند . كلّى يك برداشت ذهنى از موجودات خارجى است . كلّى وجود خارجى يعنى وجود واقعى ندارد ، ذهن آن را مى سازد . كلّى فقط يك اعتبار و « فرض » است گرچه اعتبار و فرض درست ، است . و كاملًا مورد نياز انديشه بشرى است . علم كلّى : كسى كه كشور چين را نديده است ، او علم كلى دارد كه كشورى به نام چين وجود داد ، داراى سرزمين ، شهرها ، روستاها و . . . اين علم او نسبت به آن كشور ، كلى است كه به جزئيات موجود كه واقعاً در آن جا وجود دارند علم ندارد . وقتى كه به آن كشور مى رود بر جزئياتى كه در آن جا مى بيند علم پيدا مىكند . بديهى است با پيدايش علم جزئى ، تغييراتى نيز در آن علم كلى پيش خواهد آمد . زيرا بخش هائى از آن علم كلى مطابق واقعيت خارجى خواهد بود و بخش هائى نيز غير مطابق . و آن شخص به اشتباهات خود در علم كلى كه داشت پى خواهد برد . اما علم خدا ، علم خدا است و ( نعوذ بالله ) هيچ خللى در آن نيست . پس با پديد شدن اشياء هيچ تغييرى در علم خدا حاصل نخواهد شد . حتى با تغييرات بعدى آن اشياء باز تغييرى در علم او ، رخ نخواهد داد . زيرا هم آن تغييرات نيز پيشاپيش در آن علم خدا معلوم بود . اما مجلسى ( ره ) نام اين علم را « علم كلّى » نمى گذارد . زيرا : 1 - كلى همانطور كه بيان شد يك برداشت ذهنى است و ذهن ، مخلوق خداست و خداوند از داشتن ذهن منزّه است . و سخن امام رضا ( ع ) را در مبحث 38 ديديم كه فرمود : كيف يجرى عليه ما هو اجراه ؟ 2 - موضوع بحث حديث كه فرمايش امام صادق ( ع ) است ، علم خدا است . علم خدا كه واقعيت خارجى دارد ، نه صرفاً يك مفهوم ذهنى باشد .